جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

یکی بود هیچکی نبود

    آشناهای غریب همیشه زیادند . آشناهایی که می ایند و می روند ، آشناهایی که برای ما آشنایند ولی ما برای آنها ... . نمی دانم واقعا چرا و چگونه می شود که همه روزی آشنای غریب می شوند ، یکی هست ولی نیست ، یکی نیست ولی هست ، یکی می گوید هستم ولی نیست ، یکی می گوید نیستم ولی هست ، و در پایان همه بودن ها و نبودن ها تازه متوجه می شوی که : یکی بود هیچکی نبود این است دردی که درمانش را نمی دانند . و ما هم نمی دانیم که آن یکی که هست کیست و آن هیچکس کجاست . کاش می شد یافت ، کاش می شد شکستنی نبود ، کاش می شد زیر این همه بار بود و نبودن خرد نشد ...


    تمام هستی من
    این مطلب تا کنون 26 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 29 تير 1394
    منبع
    برچسب ها : نبود ,هیچکی نبود ,
    یکی بود هیچکی نبود

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 10 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر